على محمدى خراسانى
36
شرح مكاسب (فارسى)
اشاره به جواب ايراد مذكور است به اينكه : آنچه در اسلام استحباب دارد و خيلى بدان تأكيد شده نفس زراعت كارى و كشاورزى است نه اكتساب به آن و كسب قرار دادن آن و امرارمعاش از طريق آن ، خود آن عمل مستحب است ولو شخص تبرعا و مجّانا و بدون اخذ اجرت آن را انجام دهد . و هكذا شبانى . همچنين در بخش صناعات واجبه هم آنكه واجب است و نبايد زمين بماند نفس عمل طبابت و قضاوت و . . . مىباشد ولو مجّانا و بلاعوض باشد نه اينكه تكسّب بدان واجب باشد تا از مكاسب واجبه باشد ، پس زراعت و شبانى و طبابت از حيث اكتساب به آنها مستحب يا واجب نشدهاند تا از مكاسب باشند بلكه از حيث نفس اين اعمال مستحب يا واجب شدهاند و درنتيجه اشكال وارد نيست و تقسيمبندى صحيح است . قوله : و معنى حرمة الاكتساب : حالا بحث اصلى ما در اين كتاب ، پيرامون مكاسب محرّمه است يعنى امورى كه اكتساب به آنها حرام است ، سؤال اينست كه : ما معنى حرمة الاكتساب ؟ اكتساب به اينها حرام است يعنى چه ؟ در جواب مىگوييم : سه احتمال مطرح است : 1 - منظور اين باشد كه نفس انشاء و ايجاد بيع بر اعيان نجسه و . . . حرام است و نبايد كسى روى اينها معاوضهاى انجام دهد و بعت و قبلت بگويد منتها با اين قيد كه انشاء البيع به قصد ترتّب اثر حرام باشد يعنى انشاء خالى و بدون هيچ قصدى كه حرام نيست چون الفاظى بيش نيست ، آرى با قصد مذكور حرام است . مثلا قصد بايع از بيع العنب اينست كه مشترى آنها را خمر درست كند و قصد مشترى هم از شراء همين است ، چنين معاوضهاى حرام خواهد بود . امّا بدون اين قصد دليلى بر حرمت نداريم [ بجاى ترتب اثر محرّم اگر توصّل به اثر محرّم باشد بهتر است يعنى معامله به قصد رسيدن به حرام انجام شده اعمّ